آبی بی کران

صداقت و راستگویی

راستگویی از اعمال نیکوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاک انسان ایجاب می کند که آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یکسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.

دیدگاه اسلام

اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأکید شده و آن را از اصول ایمان و تدین به حساب آورده اند.

رسول اکرم (ص) می فرماید: «الصّدْقُ مُبارَک وَ الکِذْبُ مَشْؤُومٌ»

راستی، مبارک و دروغ نامیمون است.

امیرمؤمنان (ع)، راستگویی را قویترین پایه ایمان، ملاک دین و الهام از سوی خدا دانسته، می فرماید: «اَلصدقُ اقوی دَعائِمِ الایمانِ» راستی قویترین رکن ایمان است.

«شَیئانِ هُما مِلاکُ الدّین؛ الصِّدْقُ وَ ‌الْیقینُ» دو چیز ملاک دین است؛ راستی و یقین.

«اِذا اَحَبَّ اللهُ عَبْداً الهَمَهُ الصِّدقَ» وقتی خدا بنده ای را دوست بدارد، راستی را به او الهام می کند.

ادامه مطلب…

اسفند ۵م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: حقایق اسلام
برچسب ها: ، ،

دروغ و دروغگویی از نگاه قرآن

دروغ در حوزه رذایل اخلاقی و نابهنجاری اجتماعی به معنای سخن ناراست، خلاف حقیقت و یا واقعیت و گفتاری ناحق است.
راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القرآن بر این باور است که اصل کذب و دروغ در گفتار است. تفاوتی در دروغ از این لحاظ نیست که در گذشته اتفاق افتاده باشد یا در آینده; چنان که تفاوتی از این جهت وجود ندارد که دروغ نسبت به وعده ای باشد که انجام نمی شود و یا امر دیگری باشد. (مفردات ص ۴۷۸ ذیل واژه صدق)
البته برای دروغ اقسام و انواعی گفته اند و برای هر یک از آنها نام های خاصی گذاشته شده است. از جمله به افک و افترا و زور و حرص اشاره کرد. ادامه مطلب…

اسفند ۱م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: حقایق اسلام، قرآن، معضلات اجتماعی، گناه

سیاست‌های زنانه در همسرداری!

نقش زن در تحکیم رابطه همسران غیرقابل انکار است. در گذرگاه‌های مختلف زندگی بشر، آثار عمیقی از رد پای زنان؛ هم در زندگی‌های پایدار و هم در زندگی‌های مترلزل و فرو ریخته شده، به چشم می‌خورد . این امر خود نشان‌گر اهمیت مسئولیت خطیر زنان در عرصه ی حفظ ، تداوم و تعادل یک رابطه ایده‌آل و مستمر در مبحث همسران می‌باشد.

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.

تفاوت‌های فردی همواره در طبیعت خلقت انسان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و بر همین الزام، پیوسته تعارفات کوچک و بزرگ میان همسران وجود داشته است. زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند.

تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد. به‌عبارتی می‌توان گفت:مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت. ادامه مطلب…

اسفند ۱م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: ازدواج، عشق

آیا شوهر شما هم بدقول است؟

مقدمه اول : یکی بود یکی نبود… غیر از خدا هیچکس نبود. یه روزی خدای مهربون اراده کرد که برای خودش روی زمین خلیفه ای تعیین کنه. بعد از اینکه فرشته ها کلی اعتراض کردند و خدا جوابشون رو داد و … بالاخره حضرت آدم به وجود آمد و خدا شرح وظایف حضرت آدم (ع) رو بهش گفت و قرار مدارهاش رو باهاش گذاشت، ولی اتفاقی که نباید بیفته افتاد. خود خدا در قرآن فرموده است که: ” و لقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزما” (سوره مبارکه طه، آیه ۱۱۵)

مقدمه دوم : اکثر ما توی زندگیهای خودمون این تجربه رو داشتیم که هرموقع مادرمون شارژ و سر حاله، خونه یه عطر و صفای عجیبی داره و وقتی مادر تو خونه غمگین و کسل باشه، همه انگار بی حوصلن. یا مثلا وقتی بچه مدرسه ای بودیم(یا هستیم!)، اگه صبح مادرمون ما رو برای مدرسه صدا میزد و خودش از یه ساعت قبلش بیدار بود، موقع بیرون رفتن انرژی زیادی داشتیم ولی اگه مثلا یه مسافرتی رفته بود یا تو خونه نبود و ما با پدرامون تنها بودیم، اصلا حس مدرسه رفتن رو نداشتیم.

مقدمه سوم : اصولا مردها دارای انرژی (بهتره بگم زور) زیادی برای انجام کارهای بدنی هستند ولی انگیزه و حس کار کردن رو ممکنه نداشته باشن. در مقابل زنها بسیار پر انگیزه و نشاط هستند ولی در کارهای فیزیکی توانایی کمتری رو دارن. از اونجایی که خدا همه چیز رو زوج آفریده می فهمیم که واحد انسان از یک مرد + یک زن تشکیل میشه و فقط در این صورته که یک موجود کامل و بی نقص بوجود میاد.

برگردیم به مقدمه اول: خانمهای محترم! اگه شما از بدقولی مردها ناراحتید، اگه میگید چرا همه چیزو به راحتی فراموش میکنن، اگه انتظار دارید هر حرف رو فقط یک بار بزنید و مرد بیچاره تا آخر عمر یادش بمونه، اگه توقع دارید که همیشه شاداب و سرحال باشه و هیچ موضوع ناراحت کننده ای رو از محل کارش به خونه نیاره و … باید بدونید که شما دارید رو قابلیتهایی از مرد حساب می کنید که اساسا باهاش مشکل (شخصیتی!!) داره. این خانمها هستند که حافظه قویی دارن و اگه شوهرشون شصت سال پیش یه حرفی به مادرشون گفته باشه، موقع جر و بحث به یاد میارن و به رخ شوهرشون میکشن(در حالی که مرد بیچاره حرفای دیروز زنش رو نمیتونه به خاطر بیاره). این شما هستین که به طور خدادادی پر از نشاط و انرژی هستید و برای همین پشتکارتون تو زندگی از همه بیشتره. اصلا زیبایی قضیه ازدواج تو همینه که زن و مرد توانایی هاشون رو با هم ترکیب می کنن تا یه واحد انسانی کامل بسازن.

توصیه ایمنی! به پسران در آستانه ازدواج :
حتی الامکان به همسر آینده تان قولهای عجیب و غریب ندید.(مثلا من حتما تا دکترا درسم رو ادامه میدم و …) چون او هرگز فراموش نخواهد کرد و شما به احتمال ۹۹٫۹ درصد هفته بعد از یاد خواهید برد و در آینده به بدقولی متهم خواهید شد. لذا یکی از اساتید بنده توصیه میکرد که در دوران نامزدی از تلفن زدن بپرهیزید به دلایل مختلف که یکی از دلایلش افراط در وعده و وعید دادن تلفنی پسرها در این مکالماته که نتایج بدش رو بعد از ازدواج می فهمن!

نتیجه گیری :
خانمهای محترم همیشه آیه ای که در ابتدای مطلب نوشتم رو به خاطر داشته باشید: ” و همانا ما با آدم از (مدتها) قبل عهد کرده ایم پس او فراموش کرد و ما برای او عزمی (انگیزه ای) نیافتیم”
وقتی خداوند میفرماید “ما نیافتیم” پس شما دنبال چه هستید؟!!!!
با آرزوی موفقیت
پایگاه ایران نیاز

اسفند ۱م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: ازدواج، قرآن

آیا «زندگی» را زندگی کرده ای؟!

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
خدا آن جاست
در جمع عزیزترین هایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نیست
او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی
دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند و بهره خود را از دنیا   فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند
خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

 آیا «زندگی» را زندگی کرده ای؟!

منبع: وبلاگ دیدار آشنا

 

 

 

 

 

 

 

 

بهمن ۱۰م, ۱۳۹۰ | نویسنده : رویای ماه | دسته: عرفانی

راز دلدادگی خدیجه

شخصیت سیما و خلق وخوی زنان اشرافی وجاهلی و زاویه نگاه آنها به زندگی در آئینه تاریخ معرفی شده است

بی تردید خدیجه که چهل سال در جامعه اشرافی زیسته است و در آستانه ازدواج با پیامبر زنی ثروتمند و وابسته به ارزش های اشرافی بود.

روی گردانی از آن ارزشها وتحمل رنج و سختی و درد زیستن با حضرت محمد چیست؟

مورخان مینویسند : خدیجه درحالی به همسری حضرت محمد (ص) رغبت نشان داد که بزرگانی از مکه درآرزوی ازدواج با او بودند که رفاه وآسایش مطلوب را به وی ارزانی می کردند وغلامان وکنیزکان وجاه وجلال را به وی تقدیم میکردند .

سرگزینش مردی تهیدست که در نگاه دنیاگرایان تمام دارایی اش را از دست داده و به جای افزایش غلامان زید را آزاد کرد و برخلاف سنت جاهلی او را پسرخوانده خود شمرد و بر سر سفره خدیجه همچون فرزند واقعی نشاند چه بود؟

به نظر می رسد تحلیل رفتار فردی.اجتماعی خدیجه دراین گزینش جز با پذیرش عشق وی به خوبی ها که در یگانه روزگاری حضرت محمد گرد آمده بود امکان پذیر نبود .

عشقی جاودان تشنگی آور ومعرفت افزا ,نه عشقی که وصال , قربانگاهش باشد.

به یقین آرامش ,صداقت ,وقار ومعرفت حضرت محمد سبب دلبستگی خدیجه به وی گردید .

اگرجوانی باعث شدخدیجه تهیدستی او و تمام سرزنش ها را نادیده بگیرد به چه دلیل حدود ۲۵سال از زندگی خویش را با وی تحمل کرد؟!

 مگرنه این است که تا شامگاه به انتظارهمسر خویش می نشست وچون میدیدشب به نیمه شب رسیده و او به خانه بازنگشته درحرا یا دامنه کوه ابوقبیس به جست وجوی وی می شتافت .سه سال گرسنگی تحقیر حتی برای انسانهایی که همواره با فقر زیسته اند تحمل ناپذیر است. پس چرا وچگونه خدیجه که

زندگی اش ازلذت ها ی رفاه و دارایی سرشاربود آن را پذیرفت و تاپایان عمر تحمل کرد؟

آیا تداوم زندگی با شخصیتی که از زاویه نگرش زنان معمولی سرمایه اش حرمان اضطراب فقر استهزا و تهمت است جز با عشق تحلیل پذیر می نماید؟

همین محبت وعشق رازگریه پیوسته وبی اختیار حضرت محمد هنگام به خاطرآوردن خدیجه است.

منبع: کتا ب تاریخ تحلیلی صدر اسلام

بهمن ۳م, ۱۳۹۰ | نویسنده : رویای ماه | دسته: ازدواج

خداوند چقدر زیباست…

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،
نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.
سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.
در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود.
مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.
ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.
آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت :
” ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.
خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.
خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد
من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم
و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا
می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم.”
سلیمان به مورچه گفت :
“وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟”
مورچه گفت آری او می گوید :
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن

دی ۲۷م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: پروردگار

توبه ، ارکان و شرایط آن

هفدهمین حدیث از چهل حدیث امام خمینی (ره) درباره توبه، ارکان و شرایط توبه و توبه نصوح می باشد که با روایتی از امام صادق علیه السلام آغاز می گردد:

معاویة بن وهب گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: ” وقتی که بنده ای توبه خالص کند، خداوند دوستدار او شود، پس در دنیا و آخرت بر او بپوشاند. از حضرت سوال کردم: چگونه خداوند بر او بپوشاند؟ حضرت فرمودند: (خدا) دو فرشته ای که گناهان او را نوشته اند به فراموشی اندازد و به سوی اعضای او وحی کند که گناهان او را بپوشانید و به سوی بقعه های زمین وحی فرستد که گناهانی را که بر شما انجام می داد، بپوشانید پس [ در این حال توبه] خداوند را ملاقات کند و زمانی که او را ملاقات می نماید چیزی که علیه او به ارتکاب گناه شهادت بدهد، وجود ندارد.”

 

 

حقیقت توبه

توبه بازگشت از طبیعت به سوی روحانیت نفس می باشد، پس از آن که نفس به دلیل انجام دادن گناه به تاریکی طبیعت پوشیده شده باشد. نفس درابتدا از هر گونه نقش و ویژگی ( کمالات روحانی و ضد این کمالات) پاک است ؛ اما امکان رسیدن به هر مقام و مرتبه ای در او وجود دارد ؛ همان طور که می تواند سقوط کند، والبته فطرت نفس آغشته به نور الهی است. پس هرگاه گناهی انجام بدهد کدورت و تاریکی ای درآن به وجود می آید، تا این که به دلیل انجام دادن مکرر گناه، نور فطرت خاموش می گردد و شخص به بدبختی همیشگی می رسد. حال اگر شخص از گناه برگردد و توبه کند، نفس او از تاریکی بیرون می رود، چنان که در حدیث آمده است:

بازگشت کننده از گناه، همانند کسی است که گناهی انجام نداده است.

دانستن این نکته ضروری است که توفیق توبه با حفظ شرایط آن مشکل است و کمتر کسی به این توفیق دست  می یابد، زیرا ارتکاب گناه انسان را غافل می کند و چه بسا به مرور زمان- به دلیل ارتکاب مکرر گناه – انسان کلاً از توبه رویگردان شود و نسبت به توبه، امروز و فردا کند. گمان نکن که پس از محکم شدن ریشه گناه، انسان موفق به توبه می شود. پس تا روزگار جوانی باقی است، بار گناه کمتر ، و امکان توبه و بازگشت بیشتر است، به فرض این که شخص قصد توبه در پیری داشته باشد- جدای از این که این امکان کمتر وجود دارد، چه تضمینی است که شخص به سن و سال پیری برسد؟

اگرچه درحدیث آمده است که خداوند براین امت تفضل کرده است و توبه آنها را تا زمان مشاهده آثار مرگ می پذیرد؛ اما چه بسا در این حال انسان موفق به توبه وبازگشت نگردد، اجل مهلت ندهد و انسان با کوله بار گناه از این عالم منتقل گردد.

همچنین باید دانست که شخص توبه کننده، پس از توبه به آن صفای باطنی و روحانی می رسد، همان طور که اگر کاغذی را سیاه کنند و سپس پاک نمایند، به جلا وسفیدی اول نمی رسد . پس باید از نافرمانی و گناه دوری کرد، والا اصلاح نفس، پس از گناه مشکل است و نمی توان به صفای قبلی دست یافت.

 

ارکان توبه

توبه ارکانی دارد که هر گاه این ارکان تحقق یابد، توبه صحیح و درستی انجام می گیرد.

اولین رکن و پایه توبه، پشیمانی از گذشته و عملکرد قبلی است. دیگر از ارکان توبه، تصمیم بر عدم بازگشت به حالت گناه و ارتکاب نافرمانی پروردگار می باشد، و این دو حالت، از پایه های اساسی توبه است و عمده راه رسیدن به این دو حالت ، باور به این مطلب است که گناهان انسان، در عالم برزخ و قیامت به موجوداتی تبدیل می گردند که از روی شعور و آگاهی انسان را آزار می رسانند.

هر گاه این دو رکن توبه به دست آمد، کار توبه کننده آسان می گردد.

پس انسان باید بکوشد که حالت پشیمانی از گناه را در خود تقویت کند واین مهم با اندیشیدن درپیامدهای گناه به دست می آید.

 

شرایط توبه

در این زمینه به روایتی ازمولای پرهیزکاران حضرت علی علیه السلام می پردازیم:

 گوینده ای در محضر امام گفت:” استغفرالله ” حضرت به او فرمود: آیا می دانی استغفار به چه معناست؟ استغفار بالاترین مراتب است و آن اسمی است که شش معنا دارد:

۱- پشیمانی از گذشته

۲- تصمیم همیشگی مبنی بر عدم بازگشت به سوی آن

۳- ادا کردن حق  

۴- روی آوردن به سوی گوشتی که به واسطه ارتکاب عمل حرام بر تو روییده است . پس با اندوه آن را آب کنی، به گونه ای که پوست بر استخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازه بروید.

۵- روی آوردن به سوی هر واجبی که آن را ضایع ساخته ای، تا حق آن را ادا نمایی.

۶- جسم را درد طاعت بچشانی- با فرمانبرداری و اطاعت، سختی را بر خود تحمل کنی- همان طور که شیرینی ارتکاب گناه را به آن چشاندی.

حدیث فوق دو شرط مهم توبه را یادآور می شود، که یکی رد حقوق مخلوق و دیگری رد حقوق پروردگار است . و البته اگر ادای آنها برای شخص ممکن نیست، نسبت به آن اندازه که در توانش هست، باید اقدام نماید.

در خصوص از بین بردن گوشتی که با ارتکاب گناه بر بدنش روییده است، شخص می تواند با گرفتن روزه های واجب که بر عهده دارد و یا روزه مستحب به این هدف برسد.

ازاموری که برشخص توبه کننده لازم است، این که به خداوند پرده پوش پناه برد و کسب حالت آمرزش را از خداوند طلب نماید.

 

بارالها!

توفیق توبه کردن را به ما عنایت فرما و ما را از مخلصین درگاهت قرار ده

منبع : تبیان

دی ۱۶م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: گناه

شهدا زنده هستند…

«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ» آل عمران (۱۶۹)

و هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند، مردگانند؛ بلکه آنها زندگانی هستند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.

ما بر مبنای قرآن که شهیدان را زنده می داند، به شهدای راه اسلام و خصوصاً شهدای کربلا سلام کرده ، با آنان حرف می زنیم و توسل می جوییم.

از عبارت «بل احیاء» در این آیه می فهمیم شهادت پایان زندگی نیست، آغاز حیات است. بسیاری از زندگان مرده اند، ولی کشتگان در راه خدا زنده اند.

ابو سفیان در پایان جنگ اُحد با صدای بلند فریاد می زد : این هفتاد کشته ی مسلمانان در اُحد ، به عوض هفتاد کشته ی ما در جنگ بدر . ولی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود : کشته های ما در بهشت جای دارند، ولی کشتگان  شما در دوزخند.

 

در روایات آمده است که شهید ، هفت ویژگی اعطایی از جانب خداوند دارد :

اولین قطره ی خونش ، موجب آمرزش گناهانش می گردد. سر در دامن حور العین می نهد. به لباسهای بهشتی آراسته می گردد. معطر به خوشبو ترین عطرها می شود. جایگاه خود را در بهشت مشاهده می کند. اجازه ی سیر و گردش در تمام بهشت به او داده می شود. پرده ها کنار رفته و به وجه خدا نظاره می کند.

پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم  از شخصی شنید که در دعا می گوید : «اسئلک خیر ما تسئل» خدایا بهترین چیزی که از تو درخواست می شود به من عطا کن ، فرمود : اگر این دعا مستجاب شود ، در راه خدا شهید می شود .

در روایت آمده است : بالاتر از هر نیکی ، نیکوتری هست، مگر شهادت که هرگاه شخصی شهید شود ، بالاتر از آن خیری متصور نیست.

در روز قیامت، شهید مقام شفاعت دارد .

از امام صادق  علیه السلام روایت شده است که فرمود : در قیامت لغزش های شهید به خودش نیز نشان داده نمی شود .

شهدای صف اول حمله و خط شکن ، مقامشان برتر است .

مجاهدان از درب مخصوص وارد بهشت می شوند و قبل از همه به بهشت می روند و در بهشت جایگاه مخصوصی دارند .

تنها شهید است که آرزو می کند به دنیا بیاید و دوباره شهید شود .

بهترین و برترین مرگ ها ، شهادت است . هیچ قطره ی خونی محبوب تر از قطره ی خونی که در راه خدا ریخته شود ، در نزد خداوند نیست.

در قیامت شهید سلاح به دست، با لباس رزم و  بوی خوش به صحنه می آید و فرشتگان به او درود می فرستند.

امامان ما شهید شدند.بسیاری از انبیا و رهروان و پیروان آنان نیز شهید شدند. «و کَاَیِّن مِن نبیٍّ قاتَلَ معهُ رِبِّیُّونَ کَثیراً» (آل عمران-۱۴۶)

«یقتلونَ النبیینَ بِغیر حق» (بقره – ۶۱)

حضرت علی علیه السلام با داشتن ده ها فضیلت اختصاصی ، از جمله اینکه او اول کسی بود که ایمان آورد، جای پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم  خوابید، برادر پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم  شد، تنها خانه ی او به مسجد پیامبر درب داشت، پدر امامان و همسر زهرا علیها سلام بود، بت شکن بود ، ضربت روز خندق او از عبادت ثقلین افضل شد .اما در هیچ یک از موارد مذکور نفرمود :«فُزت» ، تنها وقتی که در آستانه ی شهادت قرار گرفت فرمود : «فزت و ربِّ الکعبه».

امام علی علیه السلام می فرماید : قسم به خدایی که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، تحمل هزار ضربه شمشیر در راه خدا ، آسان تر از مرگ در رختخواب است.

امام علی علیه السلام در جنگ احد ناراحت بود که چرا به شهادت نرسیده است تا اینکه مژده شهادت در آینده را از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم   دریافت نمود .

شهید مطهری در کتاب حماسه ی حسینی می نویسد : سخاوتمند، هنرمند و عالم؛ مال، هنر و علم خود را که بخشی از وجود اوست جاودانه می کند، اما شهید ، خودش را جاودانه می کند.

در عالم حیوانات نیز گوسفندِ مرده بی ارزش است، گوسفندی که به سوی قبله و با نام خدا ذبح شود ، ارزش دارد .

همان گونه که کور ،مفهوم بینایی را درک نمی کند ، زندگان دنیا حیات شهدا را درک نمی کنند .

وقتی انفال مال در راه خدا ، قابلیت رشد تا هفتصد برابر و بیشتر را دارد، دادن خون و جان، در راه خدا چگونه است؟

درآخر برای شادی روح حضرت امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب و هشت سال دفاع مقدس و اون شهید ۱۷ ساله ای که باعث شد این مطلب را بنویسم صلوات.

روحشان شاد

دی ۳م, ۱۳۹۰ | نویسنده : مهدی | دسته: شهدا، قرآن

زندگی کن

استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند ۵۰ گرم ، ۱۰۰ گرم ، ۱۵۰ گرم …….. استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا’ وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید :خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟ یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.
حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد دیگری جسارتا’ گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا’ کارتان به بیمارستان خواهد کشید ……. و همه شاگردان خندیدند . استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ درعوض من چه باید بکنم ؟
شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت : دقیقا’ مشکلات زندگی هم مثل همین است .
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات مهم است . اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند .
هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ، برآیید!
پس همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید
زندگی کن….
زندگی همینه

آذر ۲۹م, ۱۳۹۰ | نویسنده : رویای ماه | دسته: عمومی
صفحه 1 از 3123